تبليغاتX
درد و دل عاشقانه

درد و دل عاشقانه

حرف ها و دردو دل های خودم

 

دردودل عاشقانه دردودل عاشقانه

نوشته شده در جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 23:41 توسط یکی از عاشق ها|

می نویسم از تو

از تو ای شادترین ای تازه ترین

....نغمه عشق

تو که سبزترین منظره ای

تو که سرشارترین عاطفه را

.نزد تو پیدا کردم

وتو که سنگ صبورم بودی

در تمام لحظاتی که خدا

....شاهد غصه و اندوهم بـــود

!بـــه تو می اندیشم

!بـــه تو می بالم

و از تو می گیرم

هر چه انگیزه درونم دارم

من شباهنگام

آن دم که تو را نزد خود می بینم

بهترین آرامش

برترین خواهش و احساس نیاز

....در دلم می جوشد

!روزها می گذرد

.عشق ما رو به خدایی شدن است

رو به برتر شدن از هر حسی

.که در این عالم خاکی پیداست

دوســــــــــــتت می دارم

.....از همین نقطه خاکی

تا عرش

دوســــــــــتت می دارم

.....از زمین تا به خدا

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 22:0 توسط یکی از عاشق ها|

دردودل عاشقانه
نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 21:55 توسط یکی از عاشق ها|

سلام دوستان

بالاخره امتحانای دانشگاه به پایان رسید و راحت شدیم

نمره هام اومده اکثرا.شکر خدا همرو قبول شدم.

فقط مونده کارآموزی و پروژه که ایشالا اوناروهم پاس کنم..

حالا باید بشینم کلی بخونم برا کنکور کارشناسی

دعا کنید برام.....

دردودل عاشقانه


برچسب‌ها: دردودل عاشقانه, متن عاشقانه, شعر عاشقانه, وبلاگ عاشقانه, سایت عاشقانه, اس ام اس عاشقانه, دردودل, شعر رمانتیک, وبلاگ رمانتیک, پسرعاشق, دختر عاشق, عاشقانه, عشق, سرزمین عشق, نامه عاشقانه, نامه به عشق, معشوق, نامه معشوق
نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 15:1 توسط یکی از عاشق ها|

 

متشکرم 

برای همه وقت هایی که مرا به خنده واداشتی. 

برای همه وقت هایی که به حرف هایم گوش دادی. 

برای همه وقت هایی که به من جرات و شهامت دادی. 

برای همه وقت هایی که مرا در آغوش گرفتی. 

برای همه وقت هایی که با من شریک شدی. 

برای همه وقت هایی که با من به گردش آمدی. 

برای همه وقت هایی که خواستی در کنارم باشی. 

برای همه وقت هایی که به من اعتماد کردی. 

برای همه وقت هایی که مرا تحسین کردی. 

برای همه وقت هایی که باعث راحتی و آسایش من بودی. 

برای همه وقت هایی که گفتی "دوستت دارم" 

برای همه وقت هایی که در فکر من بودی. 

برای همه وقت هایی که برایم شادی آوردی. 

برای همه وقت هایی که به تو احتیاج داشتم و تو با من بودی. 

برای همه وقت هایی که دلتنگم بودی. 

برای همه وقت هایی که به من دلداری دادی. 

برای همه وقت هایی که در چشمانم نگریستی و صدای قلبم را شنیدی. 



به خاطر همه ی این ها هیچ وقت فراموش نکن که : 

لبخند من به تو یعنی " عاشقانه دوستت می دارم " 

آغوش من همیشه برای تو باز است. 

همیشه برای گوش دادن به حرفهایت آمادگی دارم. 

همیشه پشتیبانت هستم. 

من مثل کتابی گشوده برایت خواهم بود. 

فقط کافی است چیزی از من بخواهی , 
بلافاصله از آن تو خواهد شد. 

می خواهم اوقاتم را در کنار تو باشم. 

من کاملا به تو اطمینان دارم و تو امین من هستی. 

در دنیا تو از هرکسی برایم مهم تر هستی. 

همیشه دوستت دارم چه به زبان بیاورم چه نیاورم. 

همین الان در فکر تو هستم. 

تو همیشه برای من شادی می آوری به خصوص وقتی که لبخند بر لب داری. 

من همیشه برای تو اینجا هستم و دلم برای تو تنگ است. 

هر وقت که احتیاج به درد دل داشتی روی من حساب کن. 

من هنوز در چشمانت گم شده هستم. 

تو در تمام ضربان های قلبم حضور داری.

دردودل عاشقانه


برچسب‌ها: دردودل عاشقانه, متن عاشقانه, شعر عاشقانه, وبلاگ عاشقانه, سایت عاشقانه, اس ام اس عاشقانه, دردودل, شعر رمانتیک, وبلاگ رمانتیک, پسرعاشق, دختر عاشق, عاشقانه, عشق, سرزمین عشق, نامه عاشقانه, نامه به عشق, معشوق, نامه معشوق, م
نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 19:7 توسط یکی از عاشق ها|

دردودل عاشقانه 
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 12:22 توسط یکی از عاشق ها|

دردودل عاشقانه 
برچسب‌ها: دردودل عاشقانه, متن عاشقانه, شعر عاشقانه, وبلاگ عاشقانه, سایت عاشقانه, اس ام اس عاشقانه, دردودل, شعر رمانتیک, وبلاگ رمانتیک, پسرعاشق, دختر عاشق, عاشقانه, عشق, سرزمین عشق, نامه عاشقانه, نامه به عشق, مع
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 19:22 توسط یکی از عاشق ها|

دردودل عاشقانه 
برچسب‌ها: دردودل عاشقانه, متن عاشقانه, شعر عاشقانه, وبلاگ عاشقانه, سایت عاشقانه, اس ام اس عاشقانه, دردودل, شعر رمانتیک, وبلاگ رمانتیک, پسرعاشق, دختر عاشق, عاشقانه, عشق, سرزمین عشق, نامه عاشقانه, نامه به عشق, مع
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 12:2 توسط یکی از عاشق ها|

به که گویم غم این قصه ویرانی خویش/ غم شب های سکوت و دل بارانی خویش/ گله از هیچ ندارم نکنم شکوه از او/ که شدم بنده ی پابسته و سودایی خویش/ به کدامین گنه این گونه مجازات شدم /همه دم نالم و سوزم ز پشیمانی خویش/ من از این پس شده ام راوی و گویم همه شب /غزل اشک چشم و قصه ی نادانی خویش...........

دردودل عاشقانه


برچسب‌ها: دردودل عاشقانه, متن عاشقانه, شعر عاشقانه, وبلاگ عاشقانه, سایت عاشقانه, اس ام اس عاشقانه, دردودل, شعر رمانتیک, وبلاگ رمانتیک, پسرعاشق, دختر عاشق, عاشقانه, عشق, سرزمین عشق, نامه عاشقانه, نامه به عشق, معشوق, نامه معشوق, م
نوشته شده در جمعه نهم دی 1390ساعت 20:9 توسط یکی از عاشق ها|

 دردودل عاشاقانه
برچسب‌ها: دردودل عاشقانه, متن عاشقانه, شعر عاشقانه, وبلاگ عاشقانه, سایت عاشقانه, اس ام اس عاشقانه, دردودل, شعر رمانتیک, وبلاگ رمانتیک, پسرعاشق, دختر عاشق, عاشقانه, عشق, سرزمین عشق, نامه عاشقانه, نامه به عشق, مع
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 18:23 توسط یکی از عاشق ها|

 

 دردودل عاشقانه

من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من

من خودم بودم و یک حس غزیب که به صد عشق و هوس می ارزید

من خودم بودم و دستی که صداقت می کاشت

گر چه در حسرت گندم پوسید

من خودم بودم و هر پنجره ای که به سر سبز ترین نقطه ی بودن وا بود و خدا می داند سادگی از ته دلبستگی ام پیدا بود

من نه عاشق بودم و نه دلداده به گیسوی بلند و نه آلوده به افکار پلید

من به دنبال نگاهی بودم که مرا از پس دیوانگی ام می فهمید

دردودل عاشقانه

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 13:32 توسط یکی از عاشق ها|

بیا وقتی برای عشق ، هورا می کشد احساس
به روی اجتماع بغض حسرت، گاز اشکاور بیاندازیم
بیا با خود بیاندیشیم ، اگر یک روز تمام جاده های عشق را بستند، اگر یک سال چتدین فصل برف بی کسی بارید،اگر یک روز نرگس در کنار چشمه غیبش زد،اگر یک شب شقایق مرد،
تکلیف دل ما چیست؟؟؟
و من احساس سرخی میکنم چندیست و من از شان شبنم پیشتر خوابم، نزول عشق را دیدم.
چرا برخی برای عشق، دلرجالیست،چرا در اقتصاد راکد احساس این مکار بازارن،صداقت نیز دلالیست.
کاش میشد لحظه ای پرواز کرد،حرف های تازه را آغاز کرد، کاش میشد خالی از تشویش بود،برگ سبزی تهفه ی درویش بود،کاش تا دل می گرفت و می شکست،عشق می آمد کنارش می نشست،کاش با هر دل دلی پیوند داشت، هر نگاهی یک سبد لبخند داشت، کاش این لبخند ها پایان نداشت، سفره ها تشویش آب و نان نداشت ،کاش می شد ناز را دزدیدو برد،بوسه را با غنچه هایش چید و برد،کاش دیواری میان ما نبرد،بلکه میشد آن طرف تر را سرود،کاش من هم یک قناری می شدم،در تب آواز جاری می شدم،بال در بال کبوتر می زدن، آن طرف ترها کمی سر می زدم،با پرستو ها غزل خان می شدم،پشت هر آواز پنهان می شدم،کاش همرنگ نبصم می شدم،در میان خنده ها گم می شدم،آی مردم من غریبستانی ام،امتداد لحظه ای بارانی ام،شهر من آن سو تر از پرواز هاست،در حریف آبی افسانه هاست،شهر من بوی تنزل می دهد،هر که می آید به او گل می دهد،دشت های سبز،وسعت های ناب،نسترن نسرین شقایق آفتاب،باز این اطراف حالم را گرفت،لحظه ی پرواز حالم را گرفت، می روم آن سو تورا پیدا کنم،در دل آیینه جایی وا کنم

دردودل عاشقانه

 


برچسب‌ها: دردودل عاشقانه, متن عاشقانه, شعر عاشقانه, وبلاگ عاشقانه, سایت عاشقانه, اس ام اس عاشقانه, دردودل, شعر رمانتیک, وبلاگ رمانتیک, پسرعاشق, دختر عاشق, عاشقانه, عشق, سرزمین عشق, نامه عاشقانه, نامه به عشق, معشوق, نامه معشوق
نوشته شده در جمعه هجدهم آذر 1390ساعت 21:47 توسط یکی از عاشق ها|

میخواهم برای تو بنویسم ، از تو بنویسم تا بشکنم لحظه های انتظار را
میخواهم از عشق بنویسم ، از عشقی که با تو قلبم را به خود وابسته کرده است.
از تو مینویسم ای همنفسم ، نمی نویسم که مثل یک خاطره بماند ، مینویسم که جاودانه بماند حرفهای عاشقانه ام.
هر چه بین ماست خاطره نیست ، یک حرف دل عاشقانه است ، عزیزم بخوان آنچه که برای تو نوشته ام ، درک کن آنچه که در قلبم میگذرد و حس کن که چقدر برایم عزیزی ای نازنینم.
میخواهم برای تو بنویسم ، تا شبهای تنهایی بخوانی حرفهای مرا ، تا دیگر احساس تنهایی نکنی ، با ماه درد دل نکنی و شبها را تا سحر بیدار نمانی ، به یاد من باشی اما دلتنگم نشوی.
من همیشه در کنار توام ، حس کن مرا درون قلبت ، ببین که چه عاشقانه نگاهت میکنم .
میخواهم از تو بنویسم ، از تو که خودت سرشار از کلمات عاشقانه ای.
هرگاه که سخن میگویی ، زبانم بند می آید ، نمیدانم که در مقابل این همه احساسات قشنگت چه پاسخی بدهم ، تنها سکوت میکنم تا با شنیدن حرفهای قشنگت آرام شوم.
پس نگو چرا ساکتم ، من در حال شنیدنم ، دوست دارم حرف بزنی برایم ، و بگویی از رویاهای شیرین ، بگویی از خودت ، از آن قلب مهربانت .
میخواهم از تو بنویسم ، از تو که خودت یک شاعر پرآوازه ای.

 دردودل عاشقانه


برچسب‌ها: دردودل عاشقانه, متن عاشقانه, شعر عاشقانه, وبلاگ عاشقانه, سایت عاشقانه, اس ام اس عاشقانه, دردودل, شعر رمانتیک, وبلاگ رمانتیک, پسرعاشق, دختر عاشق, عاشقانه, عشق, سرزمین عشق, نامه عاشقانه, نامه به عشق, معشوق, نامه معشوق
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت 15:16 توسط یکی از عاشق ها|

آسمانی تاریک ، انتظار شبانه برای دیدن چهره ماه تو
پایان انتظار دیدن چهره ماهت ، نفسی تازه از یک دیدار عاشقانه در میان ستارگان همراه با چند قطره اشک شوق در چشمهایم.
در تب و تاب گفتن کلامی که به تو بگویم دوستت دارم ! اما نمیتوانم.
تو را میپرستم بعد از او که تو را برایم آفرید .
امشب رازی در دلم نهفته است  که تا به حال قلبم آن را به تو نگفته است.
میخواهم امشب به تو بگویم …… بگویم که دیگر تنها نیستم .
از لحظه ای که تو آمدی بی قرار یک لحظه تنهایی برای باور این عشق رویایی هستم!
تنها نیستم ، یا با تو ام یا به یاد تو…
میخواهم امشب به تو بگویم … بگویم که خیلی خوشبختم از اینکه تو را دارم .
تو را دارم و روزی صدها بار او که تو را به من داد شکر میکنم .
تو برایم یک هدیه باارزشی ، هدیه ای از طرف خدا ، برای این قلب تنها ، تا آخر دنیا .
میخواهم امشب به تو بگویم … بگویم که بدون هرگز!
هرگز نمیتوانم ، بمانم در این دنیا ، نفس بکشم ، زندگی کنم برای فردا، یک فردای پوچ که بی تو نه لحظه قشنگی در آن است و نه پایان شیرینی دارد.
امشب میخواهم به تو بگویم … بگویم تو را میخواهم برای همیشه ، تا آخرین نفس ، آخرین نفسی که به عشق تو با همان نفس آخر از این دنیا بروم.
میخواهم امشب  به تو بگویم ، بگویم که … تو … را ….خیلی دوست دارم

دردودل عاشقانه


برچسب‌ها: دردودل عاشقانه, متن عاشقانه, شعر عاشقانه, وبلاگ عاشقانه, سایت عاشقانه, اس ام اس عاشقانه, دردودل, شعر رمانتیک, وبلاگ رمانتیک, پسرعاشق, دختر عاشق, عاشقانه, عشق, سرزمین عشق, نامه عاشقانه, نامه به عشق, معشوق, نامه معشوق
نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 17:55 توسط یکی از عاشق ها|

دردودل عاشقانه

برای تو نامه ای می نویسم ...دلتنگی که دست از سر دل بر نمی دارد.دلتنگی که فاصله را نمی فهمد ! نزدیک باشی و اما دور ...دور ...دور !تنها که باشی تمام دنیا دیوار و جاده است .تمام دنیا پر از پنجره هایی است که پرنده ندارند ...پر از کوچه هایی که همه ی آن ها برای رهگذران عاشق به بن بست می رسند ! فکر کن پای این دیوارهای سرد و سنگین چه لیلی ها و مجنون ها که می میرند ! خون بهای این دل های شکسته را چه کسی می دهد ؟!

  حالا نشسته ام برایت نامه ای بنویسم .می دانی ،نامه ها می مانند حتی وقتی برای همیشه پنهان باشند و کسی که باید ، آن ها را نخواند ! قرار نیست این را هم بخوانی ...قرار نیست بیقراری ام را بفهمی ! قرار نیست بدانی که چند جای این نامه با اشک خیس شد و چند واژه را پنهان کرد ...قرار نیست بفهمی که دوست داشتن چقدر سخت و عشق چه درد بزرگی است ...قرار نیست که بفهمی چقدر دوستت دارم !و چه اندازه این دوست داشتن پیرم کرد...اما برایت این نامه را می نویسم برای روزی که تو هم دلتنگ باشی ! دلتنگ کسی که دوستش داری...برای روزی که هزار بار پشت پنجره رفته باشی و هزار قاصدک را بوسیده باشی ! برای روزی که به هوای هر صدای پایی تا دم در دویده باشی و با بغضی سنگین در انتظارش نشسته باشی ! برای شب هایی که در تمام فال های حافظ هم خبری از آمدنش نباشد و هزاربار پیراهنش را بوییده باشی ! 

تو فکر می کنی آن روز چند سال خورشیدی دیگر است ؟آن روز چقدر از هم دور شده باشیم ؟ پای کدام بن بست کنار کدام درخت پایین کدام پنجره برای آخرین دیدار گریسته باشیم ؟

هنوز زود است ...برای تو که از حال دلم غافلی زود است ..نباید بفهمی که این روزها چقدر دلتنگم ...نباید بفهمی که قدم هایم هر روز پیر و پیرتر شده اند ! و هر روز سایه ام ،کمرش خم و خم تر می شود !این روزها برای گریستن دیگر باران را بهانه نمی کنم ...برای بیقراری ام سراغ پنجره ها نمی روم ...وقتی قاصدکی روی شانه ام می نشیند دیگر از تو خبری نمی گیرم شاید نشانی ام را گم کرده ای...گیسوانم یک در میان سپید و سیاهند مثل روزهایی که یک در میان شاد و ناشاد می گذرند! کوچه ها را که نگو ...بی خبرتر از آن می گذرم که پنجره ای برایم گشوده شود ...تکان دستی ، سلامی...خیال کن غریبه ای که او را هیچ کس نمی شناسد !هنوز هم ایستگاه ها را دوست دارم ...نیمکت هایی که بوی تنهایی می دهند .هنوز هم انتظار را دوست دارم .هنوز هم زل می زنم به هر قطاری که می گذرد ...به دست هایی که توی هوا تکان می خورند و به بوسه هایی که میان دود ...گم می شوند ! خوش به حال قطارها همیشه می رسند ...اما من ...هیچ وقت نرسیدم ! هیچ وقت ...تمام زندگی ام فاصله بود ...

این نامه باشد برای روزی که یکی از این قطارها مرا هم با خودش برده باشد ...چمدانی پر از نامه جا می ماند برای تو، از مسافری که عمری عاشقت بود ...

دردودل عاشقانه


برچسب‌ها: دردودل عاشقانه, متن عاشقانه, شعر عاشقانه, وبلاگ عاشقانه, سایت عاشقانه, اس ام اس عاشقانه, دردودل, شعر رمانتیک, وبلاگ رمانتیک, پسرعاشق, دختر عاشق, عاشقانه, عشق, سرزمین عشق, نامه عاشقانه, نامه به عشق, معشوق
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 11:34 توسط یکی از عاشق ها|

          دردودل عاشقانه                

     بگزار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده

فکر نکن بی وفا هستم ، دلم از سنگ نشده…
اعتراف میکنم اینک در حسرت روزهای شیرین با تو بودنم
باور نمیکنم اینک بی توام
کاش میشد دوباره بیایی و یک لحظه دستهایم را بگیری
کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای مرا ببینی
تا دوباره به چشمهایت خیره شوم ، تا بر همه غم و غصه های بی تو بودن چیره شوم…
کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای نگاهت کنم ، با چشمهایم نازت کنم
در حسرت چشمهایت هستم ،چشمهایی که همیشه با دیدنش دنیایم عاشقانه میشد
بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم هوایت را کرده
در حسرت گرمی دستهایت ، تا کی باید خیره شوم به عکسهایت ، هنوز هم عاشقم ، عاشق آن بهانه هایت…
کاش بودی و به بهانه هایت نیز راضی بودم ، کاش بودی و من دیگر از سردی  نگاهت شاکی نبودم
هر چه خواستم از تو بگذرم از همه چیز گذشتم جز تو ، هر چه خواستم فراموشت کنم همه را فراموش کردم جز تو ، هر چه خواستم به خودم بگویم هیچگاه ندیدم تو را ، چشمهایم را بستم و باز هم دیدم تو را ، هر چه خواستم دلم را آرام کنم ، آرام نشد دلم و بیشتر بهانه تو را گرفت ، هر چه خواستم بگویم بی خیال ، بی خیالت نشدم و به خیالت تا جایی که فکرش هم نمی کنی رفتم…
میخواستم با تنهایی کنار بیایم ، دلم با تنهایی کنار نیامد ، میخواستم دلم را راضی کنم ، یاد تو باز هم به سراغم آمد ، میخواستم از این دنیا دل بکنم ، دلم با من راه نیامد …
بگذار اعتراف کنم که دلم در چه حالیست ، بدجور از نبودنت شاکیست ، هر جا هستی برگرد که اصلا حالم خوب نیست….


 


برچسب‌ها: دردودل عاشقانه, متن عاشقانه, شعر عاشقانه, وبلاگ عاشقانه, سایت عاشقانه, اس ام اس عاشقانه, دردودل, شعر رمانتیک, وبلاگ رمانتیک, پسرعاشق, دختر عاشق, عاشقانه, عشق, سرزمین عشق, نامه عاشقانه, نامه به عشق, معشوق, نامه معشوق
نوشته شده در شنبه هفتم آبان 1390ساعت 12:56 توسط یکی از عاشق ها|

 

دردودل عاشقانه

تو آنقدر مهربانی که مهربانتر از تو ندیده ام
طعم شیرین عشق را تنها با تو چشیده ام
از آن لحظه که تو آمدی تنها این را از قلبم شنیده ام
دوستت دارم

میدانی چه احساسی دارم به تو
دستت را بر روی قلبت بگذار تا بگویم برای تو
قلبت به عشق چه کسی متیپد
قلبت به عشق کسی میپتپد که قلبش برای تو میتپد
دستم را بر روی قلبم گذاشتم و گرمای دستانت را احساس کردم

دردودل عاشقانه

 

 


برچسب‌ها: متن عاشقانه, شعر عاشقانه, وبلاگ عاشقانه, سایت عاشقانه, اس ام اس عاشقانه, دردودل, شعر رمانتیک, وبلاگ رمانتیک, پسرعاشق, دختر عاشق, عاشقانه, عشق, سرزمین عشق, نامه عاشقانه, نامه به عشق, معشوق, نامه معشوق
نوشته شده در شنبه هفتم آبان 1390ساعت 12:34 توسط یکی از عاشق ها|

دردودل عاشقانه

نمیدانم که چرا این گونه در وصفت دچار فقر واژه شده ام.دستانم عاری از سستی اما بی توان و عاری از نوشتن.

نمیدانم اهل کدامین کوچه باغی که این چـــنین مرا احاطه کرده ای، اهل کدامین سرزمین که مرا به عمق بودنت دعوت کرده ای، به سرچشــــــــــــــــــمه ی نگاه مهربانت فرا خواندی.

زندانی ای بیش نیستم.دلم برای دنیای پشـــــــــــــــــــت دیوار سیم خاردار تنگ شده است.

برای باهم بودن، برای کنارهم بودن و خندیدن تا حــــــــــــــــــدی که گونه هایم بیمار شوند.

 

دردودل عاشقانه

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390ساعت 18:47 توسط یکی از عاشق ها|


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت 23:33 توسط یکی از عاشق ها|

دردودل عاشقانه

دیگه بعد از سربازی غم و قصه و هرچی فکر منفی گذاشتم کنار

فقط به فکر درس و دانشگاه و سرکار رفتن و تفریح و شادی و هر چیزه مثبت دیگه ای هستم.

پس پیش به سوی موفقیت

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه نهم شهریور 1390ساعت 13:36 توسط یکی از عاشق ها|

دردودل عاشقانه

دردودل عاشقانه

نوشته شده در چهارشنبه نهم شهریور 1390ساعت 13:26 توسط یکی از عاشق ها|

سلام دوستان خوبم

خوب و خوش هستید؟؟

بالاخره سربازی به اتمام رسید.آخ نمیدونید چه لذتی داره .مثل این که تازه به دنیا اومدم.خدارو شکر.

حالمم الان خوبه خوبه.همه ی غم و قصه های قدیم هم فراموش کردم.

از دوستانی هم که تو این چند ماهه منو فراموش نکردن و برام نظر میزاشتن حسابی تشکر میکنم

 

نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 14:39 توسط یکی از عاشق ها|

موهام تراشیده شدن                                           ازم خچالت می کشی
دارم میام به دیدنت                                              با این لباس ارتشی
روزهای خوبمون گذشت                                        2ساله این روزو می خوام
تو تک تک ثانیه ها                                               بوی تو میده لحظه هام

چقد شلوغه خونتون                                            اون کیه می خنده باهات
چرا اسمتو میگه                                                  چه نسبتی داره باهات
اون کیه دست دادی باهاش                                    حرف منو بهش نزن
چقدر عوض شدی گلم                                          راستی چقد میاین به هم
2ساله هرچی شعر می گم روپاکت سیگارمه             توره سفیده رو سرت حکم طناب دارمه
الهی خوشبختت کنه اونی که رو بخت من نشست     اصلا مهم نیست واسه تو منو به زیر پا شکست

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390ساعت 23:57 توسط یکی از عاشق ها|

دردودل عاشقانه

آاااااااااه...

آاااااااااااااااه...

آااااااااااااااااااااه...

چه دلتنگم........ای خدا......

دلم پره ازدست همه نامردااااااااا......

از این زمونه ی نامرد

از پارتی بازی هایی که میشه

از این سربازی لعنتی که جونمو به لبم رسوند

از رفیقای نامرد

از بازی سرنوشت

 

نوشته شده در شنبه هشتم مرداد 1390ساعت 0:15 توسط یکی از عاشق ها|

دردودل عاشقانه
نوشته شده در شنبه هشتم مرداد 1390ساعت 0:10 توسط یکی از عاشق ها|

کـــــــاش !!............

کاش مـی دانستیم زندگی کوتاست ...

خیلــــــــــــی کوتاه !....

کاش از ثانیه ها و لحظه های زندگی لذت می بردیم ٬

کاش قلبــی رو برای شکستن انتخاب نمی کردیم

کاش همه را دوست داشتیم ...

کاش معنی صداقت را ما هم می فهمیدیم !!....

کاش هیچ کودک فقیری دیگر خواب نان تازه وداغ را نمی دید

کاش دلهایمان دریایی می شد !!

کاش مـی فهمیدیم زندگی زیباست ولذت مـی بردیمش تا نهایت...

کاش مـی دانستیم که ما نمـی دانیم فردا برایمان چه اتفاقی می افتد

کاش بهانه ای برای ناراحت کردن دلهای زخم خورده نبود ...کاش...............

دردودل عشاقانه

 فردا دارم میرم یگان.به احتمال زیاد نمیتونم تا ۲۰ روز دیگه بیام خونه .چه بد حالم حسابی گرفته شد.فکر میکردم هر روز ساعت ۲ بعدازظهر میام خونه.

خب اینم از بدشانسی ما هست دیگه.

دردودل عاشقانه

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390ساعت 17:44 توسط یکی از عاشق ها|

دردودل عاشقانه

مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم
با خیال او ولی تنهای تنها میروم
در جوابم شاید او حتی نگوید کیستی
شاید او حتی بگوید لایق من نیستی
مینویسم من که عمری با خیالت زیستم
گاهی از من یاد کن ، حالا که دیگر نیستم

.

.

.

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390ساعت 19:51 توسط یکی از عاشق ها|

سلام

امیدوارم حالتون خوب و خوش باشه
بالاخره آموزشیم تموم شد.دوران خوبی بود.خیلی خوب.واقعا لحظه ی خداحافظی با بچه ها هیچ وقت یادم نمیره.
بچه هایی که تک تکشون همیشه تو خاطرم میمونن.
آخرای آموزشی همه فکرم این بود که زودتر برگردم خونه  و ......
ولی حیف وقتی برگشتم اتفاقاتی افتاد که شیرینی تمام شدن آموزشی رو برام تلخ کرد.
جوری که آرزو میکنم کاش این آموزشی حالا حالاها تموم نمیشد.....

فردا دارم میرم برا تقسیم شدن.ایشاالله یه جای خوبی بیوفتم


دردودل عاشقانه

کاش دليلي براي تمام جرم هاي ناکرده وجود داشت  و آن وقت من سر قفلي تمام اين غم ها ميشدم

دلم براي تو خيلي تنگ است و وجودت از وجودم خيلي دور ،تو خيلي ساده نگاهم  را فراموش مي کني

و من خيلي سخت تو را به خدامي سپارم .يادت هست روزهايي که از همه چيز ميگفتيم به غير از جدايي ...

ولي امروز از همه چيز ميگوييم به غير از پيوستن!!! چقدر اين زندگي نفرت آور است و شايد وجود تو

مرحم تمام دردهاي من ميشد ،ولي حيف که تو خود دردي شدي افزون به تمام دردهايم 

من ديگر وجود تو را در هاله اي از ابهام نميخواهم مسافر روياهاي من برو شايد جاي ديگري مرحمي پيدا کني ولي من ميمانم..

ميمانم تا به تمام کساني که از عشق ميگويند ثابت کنم

عشق يعني احساس و احساس يعني بيچارگي و تنهایی

 دردودل عشاقانه

 

تو راحت بخواب ، من مشق گریه هایم هنوز مانده . . . !

.

.

.
بخواب آرام ک امشب من تو را میبوسم و میرم
ز امشب تا قیامت اشک ها میریزم و میرم
بخواب آرام که دلتنگی به من سر میزند امشب
دو دستت بود در دستش!من این را دیدم و میرم...

دردودل عاشقانه

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم تیر 1390ساعت 14:55 توسط یکی از عاشق ها|

دردودل عاشقانه

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390ساعت 16:33 توسط یکی از عاشق ها|

به نام خداوند احساس ها
روزی می نویسیم،روزی می رویم و روزی افسوس می خوریم.
افسوس این روزهای زیبای سرنوشت را که دست تقدیر ما را در این چنین جایی آشنا کرد.
گاهی با نگاهی خاطرات دیروز را به زمان خوش امروز دعوت می کنیم و با خواندن آنها پا به دنیای پشت سرمان می گذاریم.
نوشته هایی زیبا در پس ورق های دفتر زندگی سبزمان ما را به فراسوی دلتنگی خواهد برد، دلتنگی برای شاپرک های باغ خانه مان که فرسنگ ها با آن و دستان مهربانت فاصله دارم،مرا قدری آزار می دهد.
خیره به پاسخ زیبایت هفت آسمان حسرت را سپری کردم تا به اندیشه ی سبز نگاهت برسم.
ابر چشمانم به گونه هایم مجال یک لحظه آسودگی را نمی دهد.
با اشک شوق می بوسمت و می گویم که دوستت دارم برای همیشه تا ابد.
-------------------------

دردودل عشاقانه

 
متنی زیبا از دوست صمیمی دوران سربازی ، رضا ضیایی، که مثل یه داداش برام میمونه.
رضا جون اینو نوشتم تا بدونی همیشه و هرجا که باشی به یادت هستم و برات آروزی موفقیت می کنم.

دردودل عاشقانه

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390ساعت 16:6 توسط یکی از عاشق ها|


آخرين مطالب
» خوش آمدید به وبلاگ عاشق ها
» می نویسم از تو...
»
» بعد امتحانای دانشگاه
» متشکرم ....
» تقدیم به....
» ای دوست....
» دوستت دارم...
» به که گویم..............
» ....

Design By : Pichak